: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ
ورود به مدیریت درباره من
: درباره خودم :
دست به قلم[20]عجب ان نيست که من خرقه مي آلود کنم عجب آن است که تو باشي و دلم آلوده شود
: پيوندهاي روزانه :
: لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من : اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزاربي قرارعشق من هيچ وقت تنهام نزار : لوگوي دوستان من : : آرشيو يادداشت ها : ارشیو فروردین [11]آرشيو فروردين ماه 87 [6] : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید 1 2 > + خواب و واقعيت جمعه 21 تير 1387 ساعت 7:43 عصر من خواب ديدم که.... آمدو گفت ......يک ماه ديگر من مي آ يم....... .دقيقا يک ماه بعد................... پيکرش بر بلنداي دستان خانواده و يارانش .........به سوي گلزار شهدا رهسپار بود......... و روزتفحص او.... روز همان تاريخي بود که در خواب قول داد خواهد آمد!!! شهيد فريبرز پور زارع شهادت حمله بدر اسفند ماه سال 1363 نوشته شده توسط : دست به قلم نظرات ديگران [ نظر] + هجرت از گناه پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 ساعت 2:58 صبح حکايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد آية الله مرتضى مطهرى بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم فضيل بن عياض يکى از دزدان معروف بود به طورى که مردم از دست او خواب راحت نداشتند. يک شب از ديوار خانه اى بالا مى رود روى ديوار مى نشيند تا به قصد ورود در منزل پايين برود. اتفاقا آن خانه از مرد عابد و زاهدى بود که شب زنده دارى مى کرد نماز شب مى خواند، دعا مى خواند اما در اين لحظه به قرآن خواندن مشغول بود صداى حزين قرآن خواندنش به گوش مى رسيد، ناگهان اين آيه را تلاوت کرد: الم ياءن للذين آمنوا تَخشع قلوبهم لذکر اللّه آيا وقت آن نرسيده که مدعيان ايمان قلبشان براى خدا نرم و آرام شود؟ يعنى تا کى قساوت قلب ، تا کى تجرى عصيان ، تا کى پشت به خدا کردن ؟ آيا وقت رو برگرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسيده است . فضيل بن عياض همين که اين آيه را روى ديوار شنيد، انگار به خود او وحى شد، گويى مخاطب شخص او است ، لذا همانجا گفت : خدايا چرا چرا وقتش رسيده است و همين الان هم موقع آن است . از ديوار پايين آمد و بعد از آن دزدى ، شراب ، قمار، و هرچه را که احيانا به آن مبتلا بود کنار گذاشت . از همه هجرت کرد از تمام آن آلودگيها دورى گزيد، تا حدى که برايش مقدور بود اموال مردم را به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و کوتاهى هاى گذشته را جبران نمود. تا بجايى که بعدها يکى از بزرگان گرديد، نه فقط مرد با تقوايى شد بلکه مربى و معلمى نمونه براى ديگران گرديد. پس او يک مهاجر است ، زيرا توانسته است از سيئات و گناهان دورى گزيند، با اين منطق همه توبه کاران دنيا مهاجرند منبع: گفتارهاى معنوى ، ص 228 - 226 نوشته شده توسط : دست به قلم نظرات ديگران [ نظر] 1 2 > :لیست کامل یاداشت ها : [21/4/1387- 7:43 ع] خواب و واقعيت[12/2/1387- 2:58 ص] هجرت از گناه[20/1/1387- 5:35 ع] سيد مرتضي ستاره اي ديگر[آرشيو شده ها]
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزاربي قرارعشق من هيچ وقت تنهام نزار : لوگوي دوستان من : : آرشيو يادداشت ها : ارشیو فروردین [11]آرشيو فروردين ماه 87 [6] : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید 1 2 > + خواب و واقعيت جمعه 21 تير 1387 ساعت 7:43 عصر من خواب ديدم که.... آمدو گفت ......يک ماه ديگر من مي آ يم....... .دقيقا يک ماه بعد................... پيکرش بر بلنداي دستان خانواده و يارانش .........به سوي گلزار شهدا رهسپار بود......... و روزتفحص او.... روز همان تاريخي بود که در خواب قول داد خواهد آمد!!! شهيد فريبرز پور زارع شهادت حمله بدر اسفند ماه سال 1363 نوشته شده توسط : دست به قلم نظرات ديگران [ نظر] + هجرت از گناه پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 ساعت 2:58 صبح حکايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد آية الله مرتضى مطهرى بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم فضيل بن عياض يکى از دزدان معروف بود به طورى که مردم از دست او خواب راحت نداشتند. يک شب از ديوار خانه اى بالا مى رود روى ديوار مى نشيند تا به قصد ورود در منزل پايين برود. اتفاقا آن خانه از مرد عابد و زاهدى بود که شب زنده دارى مى کرد نماز شب مى خواند، دعا مى خواند اما در اين لحظه به قرآن خواندن مشغول بود صداى حزين قرآن خواندنش به گوش مى رسيد، ناگهان اين آيه را تلاوت کرد: الم ياءن للذين آمنوا تَخشع قلوبهم لذکر اللّه آيا وقت آن نرسيده که مدعيان ايمان قلبشان براى خدا نرم و آرام شود؟ يعنى تا کى قساوت قلب ، تا کى تجرى عصيان ، تا کى پشت به خدا کردن ؟ آيا وقت رو برگرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسيده است . فضيل بن عياض همين که اين آيه را روى ديوار شنيد، انگار به خود او وحى شد، گويى مخاطب شخص او است ، لذا همانجا گفت : خدايا چرا چرا وقتش رسيده است و همين الان هم موقع آن است . از ديوار پايين آمد و بعد از آن دزدى ، شراب ، قمار، و هرچه را که احيانا به آن مبتلا بود کنار گذاشت . از همه هجرت کرد از تمام آن آلودگيها دورى گزيد، تا حدى که برايش مقدور بود اموال مردم را به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و کوتاهى هاى گذشته را جبران نمود. تا بجايى که بعدها يکى از بزرگان گرديد، نه فقط مرد با تقوايى شد بلکه مربى و معلمى نمونه براى ديگران گرديد. پس او يک مهاجر است ، زيرا توانسته است از سيئات و گناهان دورى گزيند، با اين منطق همه توبه کاران دنيا مهاجرند منبع: گفتارهاى معنوى ، ص 228 - 226 نوشته شده توسط : دست به قلم نظرات ديگران [ نظر] 1 2 > :لیست کامل یاداشت ها : [21/4/1387- 7:43 ع] خواب و واقعيت[12/2/1387- 2:58 ص] هجرت از گناه[20/1/1387- 5:35 ع] سيد مرتضي ستاره اي ديگر[آرشيو شده ها]
: لوگوي دوستان من :
: آرشيو يادداشت ها : ارشیو فروردین [11]آرشيو فروردين ماه 87 [6] : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید
ارشیو فروردین [11]آرشيو فروردين ماه 87 [6]
: نوای وبلاگ :
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
ما صاحبی داریم
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
+ خواب و واقعيت
من خواب ديدم که.... آمدو گفت ......يک ماه ديگر من مي آ يم....... .دقيقا يک ماه بعد................... پيکرش بر بلنداي دستان خانواده و يارانش .........به سوي گلزار شهدا رهسپار بود......... و روزتفحص او.... روز همان تاريخي بود که در خواب قول داد خواهد آمد!!!
شهيد فريبرز پور زارع شهادت حمله بدر اسفند ماه سال 1363
نوشته شده توسط : دست به قلم
نظرات ديگران [ نظر]
+ هجرت از گناه
حکايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد آية الله مرتضى مطهرى
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم
فضيل بن عياض يکى از دزدان معروف بود به طورى که مردم از دست او خواب راحت نداشتند.
يک شب از ديوار خانه اى بالا مى رود روى ديوار مى نشيند تا به قصد ورود در منزل پايين برود.
اتفاقا آن خانه از مرد عابد و زاهدى بود که شب زنده دارى مى کرد نماز شب مى خواند، دعا مى خواند اما در اين لحظه به قرآن خواندن مشغول بود صداى حزين قرآن خواندنش به گوش مى رسيد، ناگهان اين آيه را تلاوت کرد:
الم ياءن للذين آمنوا تَخشع قلوبهم لذکر اللّه آيا وقت آن نرسيده که مدعيان ايمان قلبشان براى خدا نرم و آرام شود؟ يعنى تا کى قساوت قلب ، تا کى تجرى عصيان ، تا کى پشت به خدا کردن ؟ آيا وقت رو برگرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسيده است .
فضيل بن عياض همين که اين آيه را روى ديوار شنيد، انگار به خود او وحى شد، گويى مخاطب شخص او است ، لذا همانجا گفت : خدايا چرا چرا وقتش رسيده است و همين الان هم موقع آن است .
از ديوار پايين آمد و بعد از آن دزدى ، شراب ، قمار، و هرچه را که احيانا به آن مبتلا بود کنار گذاشت . از همه هجرت کرد از تمام آن آلودگيها دورى گزيد، تا حدى که برايش مقدور بود اموال مردم را به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و کوتاهى هاى گذشته را جبران نمود. تا بجايى که بعدها يکى از بزرگان گرديد، نه فقط مرد با تقوايى شد بلکه مربى و معلمى نمونه براى ديگران گرديد.
پس او يک مهاجر است ، زيرا توانسته است از سيئات و گناهان دورى گزيند، با اين منطق همه توبه کاران دنيا مهاجرند
منبع: گفتارهاى معنوى ، ص 228 - 226
[21/4/1387- 7:43 ع] خواب و واقعيت[12/2/1387- 2:58 ص] هجرت از گناه[20/1/1387- 5:35 ع] سيد مرتضي ستاره اي ديگر[آرشيو شده ها]